به گزارش وارش نیوز و به نقل از فارس ، در بررسی ها و تحلیلهای راهبردی؛ انبوه داده های مبتنی بر شواهد و گزارشات متقن مراکز تحقیقاتی و رسانه ای معتبر حاکی است که ائتلاف هژمونیک دو قدرت اتمی جهان با وجود ادعاهای پرطمطراق و هزینهکرد دهها میلیارد دلاری در این جنگ افروزی غیر قانونی و ظالمانه نه تنها به هیچیک از اهداف ترسیمی در این نبرد دست نیافت که در برابر ایستادگی تاریخی ملت ایران با شکست فضاحت بار مواجه شده و دفاع ملی ایرانیان غیرتمند که با اتکا به ارادهی پولادین، بازدارندگی فعال و هماهنگی جبهههای مقاومت، دشمن را از رسیدن به مقصوداصلی بازداشت ،اکنون در سطح جهانی به الگویی افتخارآمیز ازسطح تابآوری در برابرمظهر استکبار تبدیل و موجب آزار روحی و تحقیر جنگ سالاران آمریکایی و صهیونیستی شده است.
پرواضح است در فضای تحلیل منازعات معاصر، پرتکرارترین خطای تحلیلی، فروکاستن نتیجه جنگ به ترازوی خسارات ظاهری و تلفات مقطعی صرف بدون توجه به اهداف محوری آن است. این خطا، چه در میان ناظران غربی و چه درنگاه برخی جریانهای داخلی، ریشه در درک ناقص از ماهیت پیروزی استراتژیک دارد. پیروزی استراتژیک، در ادبیات روابط بینالملل و علوم دفاعی، نه با شمارش گلولهها یا تعداد ترورهای موفق که با سنجش تحقق یا عدم تحقق اهداف کلان کنشگران عرصه نبرد تعریف میشود. با این معیار، ارزیابی مواجهه جمهوری اسلامی ایران با ائتلاف نظامی-سیاسی با محوریت دو قدرت اتمی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ناتو و همپیمانان منطقهای آنها در کشورهای عربی تصویری کاملاً متفاوت از روایت رایج خسارتمحور ارائه میدهد که توسط بازوهای رسانه ای دشمنان در فضای مجازی جریان دارد.
بر این اساس، پروژه هژمونیک ایالات متحده و راهبرد امنیتی رژیم نامشروع صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران در چارچوب توقف حرکت پیشتازانه نهضت خروشان انقلاب اسلامی متمرکز بوده است. اسناد راهبردی اندیشکده های مطرح ، سخنرانیهای مقامات سیاسی و نظامی و عملیات روانی گسترده دهه اخیر آنان ، همگی بر هدف تسلط بر ایران یا وادارسازی آن به دستکشیدن از استقلال سیاسی تمرکز دارند و این هدف از مسیرهای چهارگانه فروپاشی داخلی، براندازی نرم، فشار حداکثری اقتصادی و جنگ نظامی تمامعیار در حال پیگیری است.
از سوی دیگراما واقعیت میدانی پس از سالها تقابل ترکیبی، گویای آن است که هیچیک از این چهار گزاره ترکیبی به نتیجه مطلوب نرسیده است چراکه در این میان به مدد الهی و فرامین راهگشای امام شهید و خلف رشیدش پروژه فروپاشی داخلی ابتر مانده و شاخصهای همبستگی ملی و تابآوری اجتماعی علیرغم فشارهای سنگین ، نه تنها افول نکرده که در بزنگاههای حساس بازتولید شده و اوج گرفته است. براندازی به بنبست خورده و تحریمهای گسترده بینالمللی و غیر قانونی اگرچه هزینهساز بوده، اما اقتصاد ایران را به سمت خودکفایی در صنایع دفاعی، انرژی و فناوریهای راهبردی سوق داده و جنگ نظامی نیز با وجود لجستیک سنگین همه کشورهای هم پیمان غربی و اروپایی با مشارکت خائنانه سران مرتجع عربی نتوانسته نیروهای مسلح پرتوان کشورمان را در دفاع جانانه از کیان وطن به زانو در آورد و رجزخوانی های مداوم توآم با هتاکی های پی درپی رئیس جمهور متوهم و منفور آمریکا ناشی از این شکست راهبردی فهم میشود.
اکنون و در میانه وحشیگری آمریکای جنایتکارکه با بمباران و موشکباران مراکز آموزشی و دانشگاهی، ورزشگاهها و تاسیسات زیربنابی کشورمان، لکه ننگ ابدی را برای هیآت حاکمه کاخ سفید در تاریخ ثبت کرد؛ نکته اساسی این است که دو کشور اتمی با پیشرفتهترین نیروی هوایی جهان و پشتیبانی شبکهای از متحدان نظامی، پس از ماهها جنگ تمامعیار و ترکیبی نتوانستند ایران رااز نظر روانی و رزمی به زانو درآورند و این مهم نخست معطوف به مؤلفه اراده ملی و انسجام اجتماعی در کنار عزم قاطع دلیر مردان ایرانی عرصه پیکار است که معیار تعیین کننده در جنگ را تنها میدان فناوری و تجهیزات پیشرفته نمیداند و کشورمان در این زمینه با اتکا به سرمایه اجتماعی تاریخی خود اینک در اوج قدرت و عزت ایستاده است.
از دیگر سو؛ بازدارندگی فعال و تهاجمی نیروهای مسلح کشورمان با تکیه بر ایمان راسخ و موشکهای نقطه زن و پهبادهای شگفتی ساز و نیز تجهیزات و سلاح های مدرن بومی، سطح آسیب رسانی به امنیت ملی ما را برای دشمنان به یک پارامتر پرهزینه تبدیل کرده و حضور ناوهای آمریکایی در فاصلهای بیش از هزار کیلومتری تنگه هرمز و ناتوانی در عبور بیچالش از آن و نیز کنترل این تنگه راهبردی توسط مدافعان امنیت کشورمان، نماد عینی این بازدارندگی است.
نکته حائز اهمیت دیگر در بازگویی شکست راهبردی دشمنان در نبرد با نظام اسلامی این است که آنها در کنترل فضای اطلاعاتی جنگ با وجود ادعاهای مکرر و تبلیغات دامنهدار رسانه ای غرب ناکام مانده و نتوانستند جریان امید و مقاومت در افکار عمومی منطقه را نه تنها تضعیف کنند که شواهد بیانگر غلبه پیروزی مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران بر ماشین جنگی پیشرفته آمریکا و متحدان رسوای لیبرالدمکراسی غربی در افکار عمومی جهانیان است.
در یک نگاه کلی،این نکته را نیز باید به تحلیل راهبردی افزود که هزینههای هنگفت جنگ برای آمریکا، خود گواه روشنی بر کارآمدی راهبرد دفاعی هوشمندانه کشورمان است. آمریکا به اذعان وزیر جنگ جنایتکارش در کنگره، اعلام کرده که جنگ با ایران تا کنون ۳۷.۵ میلیارد دلار برای این کشور هزینه داشته است؛ رقمی که نسبت به برآوردهای قبلی افزایش چشمگیری را نشان میدهد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران منطقهای و نهادهای معتبر بینالمللی معتقدند که این رقم اعلامی، تنها بخشی از هزینههای واقعی و پنهان جنگ را نشان میدهد و رقم واقعی با احتساب بازسازی تاسیسات نظامی و جایگزینی داراییهای منهدمشده آنان درمنطقه، فراتر از ۵۰ میلیارد دلار است. در این میان، خسارت وارده به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بهویژه پایگاه نیروی دریایی در بحرین که مقر ناوگان پنجم ایالات متحده در آن قرار دارد، بسیار قابل توجه بوده و برآورد هزینه بازسازی ساختمانهای آسیبدیده در این پایگاه حدود ۴۰۰ میلیون دلار است؛ رقمی که صرفاً هزینههای ساختوساز را شامل میشود و هزینههایی مانند آواربرداری، تجهیزات و جایگزینی داراییهای از بینرفته را دربر نمیگیرد که همه این ها گویای وخامت اوضاع آمریکا در میدان جنگ ترکیبی علیه کشورمان است.
واقعیت آن است که قدرت روبه افول آمریکا وساختار قدرت جهانی بهره بردار از نهادها و مجامع بینالمللی گروگانگرفتهشده، به دنبال تحمیل اراده خود بر ملتی آزاده ، مستقل ، شجاع و مبعوث است که هسته مرکزی هویت سیاسی خود را بر نه گفتن به نظام سلطه متمرکز کرده است. دستاورد راهبردی نبرد جاری تا به امروز، نه در تعداد موشکهای پرتابشده که در پایان رویای تسلط کامل دشمنان مهاجم بر ایران اسلامی ارزیابی میشود. دشمن اکنون با تمام توش و توان عملیاتی، همچنان در آغاز مسیر اهداف کلان ترسیمی خود سرگردان است و حقیقتا این یک پیروزی انکارناپذیر برای منطق دفاع افتخارآمیز نظام اسلامی برابر تهاجم سوداگرانه استکبار جهانی قلمداد میشود.
کوتاه سخن آنکه دفاع ملی ایرانیان برابر دو ابرقدرت اتمی و هم پیمانانش، علیرغم نابرابری آشکار ابزاری و جنگافزاری ، تا این لحظه توانسته مهمترین کارویژه یک راهبرد دفاعی کارآمد رابرای بازداشتن دشمن از دستیابی به هدف استراتژیک خود به تصویر بکشد و این موفقیت، نه یک شعار که برآمده از محاسبات دقیق میدانی، آمایش سرزمینی، هماهنگی جبهههای مقاومت و مهمتر از همه اراده ملی تحت هدایت های داهیانه مقتدای شهیدمان و رهبر جوان و سکاندار کشتی انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای ( مدظلهالعالی) است وبی گمان استمرار پیروزی های مدافعان وطن در مصاف با خصم زبون به هم افزایی مسئولانه همه ارکان تولید قدرت ملی و انسجام اجتماعی عزت بخش نیاز دارد.
عقیل امامی
تحلیلگر مسایل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی