امروز : چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۷
سرویس : اجتماعی زمان :   ۱۴۰۵/۵/۲۱ - ۰۰:۵۳ شناسه خبر : ۲۷۰۷۷

تاب‌آوری اجتماعی، مهارت‌آموزی و تحقق ایران ماهر در بوته جنگ و تحریم در شرایطی که فشارهای خارجی، دسترسی به فناوری‌های نوین را با مانع مواجه می‌سازد و نوسانات ارزی، واردات ماشین‌آلات و تجهیزات را با دشواری هم همراه می‌کند، تنها سرمایه‌ای که نمی‌توان آن را تحریم کرد، «نیروی انسانی ماهر» است.

به گزارش وارش نیوز و به نقل از  خبرگزاری دیپلماسی اقتصادی، در روزگاری که واژه‌هایی چون «جنگ» و «تحریم» بر تارک اقتصاد و معیشت ایرانیان سایه افکنده است، تاب‌آوری اجتماعی دیگر یک مفهوم انتزاعی در متون جامعه‌شناسی نیست؛ بلکه ضرورتی عینی برای بقا و پویایی یک تمدن کهن محسوب می‌شود. تاب‌آوری اجتماعی، آن توانایی شگرف یک جامعه برای حفظ انسجام درونی، مقاومت در برابر موجهای متلاطم تهدیدها و بازسازی خویشتن پس از شوک‌های بزرگ است. ایرانیان در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، بارها این مفهوم را به عرصه آزمون گذاشته‌اند؛ از هشت سال دفاع مقدس که علیرغم حمایت‌های گسترده خارجی از دشمن، ملت ایران الگویی بی‌بدیل از پایداری ملی را به نمایش گذاشت، تا امروز که شدیدترین تحریم‌ها نیز نتوانسته است خللی در اراده ملی برای آموختن و بالندگی ایجاد کند.

 

اما آنچه در این میان کمتر بدان پرداخته شده، نقش بنیادین «مهارت‌آموزی» به‌عنوان ستون فقرات تاب‌آوری در نظام آموزشی و زیست‌بوم اقتصادی کشور است. در شرایطی که فشارهای خارجی، دسترسی به فناوری‌های نوین را با مانع مواجه می‌سازد و نوسانات ارزی، واردات ماشین‌آلات و تجهیزات را با دشواری همراه می‌کند، تنها سرمایه‌ای که نمی‌توان آن را تحریم کرد، «نیروی انسانی ماهر» است. نظام آموزش فنی و حرفه‌ای، به‌مثابه مهم‌ترین رکن پازل مهارت‌آموزی در ساختار آموزشی کشور، در این میان نقشی حیاتی و راهبردی ایفا میکند. این نظام آموزشی، بستری است برای تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها؛ چراکه در دل روزهای سخت، به تعبیر وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌تواند با اتکا به توان داخلی و خلاقیتهای لحظه‌ای مهارت‌آموزان، آینده فناوری کشور را رقم بزند. به تعبیر دقیق‌تر، مهارت‌آموزی امروز به «جبهه تازه دفاع از کشور» بدل شده است، جنگی نرم در عرصه تولید و اشتغال که پیروزی آن مرهون باور به توانستن و آموختن است.

 

البته در این میان تاب‌آوری خود سیستم آموزشی، به‌ویژه در حوزه آموزش فنی و حرفه‌ای، نیز از اهمیت مضاعفی برخوردار است. همان‌طور که یونسکو در راهنمای خود با عنوان «تقویت تاب‌آوری در آموزش فنی و حرفه‌ای» (۲۰۲۵) به‌صراحت بیان میکند، «تاب‌آوری در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به معنای توانایی ارائه‌دهندگان و نظام‌های آموزشی برای تضمین تداوم یادگیری و ارائه آموزشی فراگیر، ایمن و مرتبط در مواجهه با بحران‌ها و اختلالات است، تا همه مهارت‌آموزان بتوانند تاب‌آوری فردی خود را تقویت کنند». این گزارش که با استناد به آمار دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد از نیاز ۱۱۶ میلیون نفر به کمکهای بشردوستانه در سال ۲۰۲۴ به دلیل درگیریها، تغییرات اقلیمی و بحران‌های بهداشت عمومی خبر می‌دهد، بر الگوی «آمادگی، پاسخ و بازیابی» به‌عنوان چارچوبی برای تقویت تاب‌آوری نهادهای آموزشی تأکید دارد. یک نظام آموزشی تاب‌آور، سیستمی است که در بحران‌ها نه از پا میافتد، بلکه مسیر خود را بازآفرینی میکند. در این راستا، مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای باید بتوانند در مواجهه با بحران‌هایی همچون همه‌گیری، جنگ یا قطعی اینترنت، با بهره‌گیری از زیرساختهای الکترونیکی و پلتفرم‌های آنلاین و آفلاین، تداوم یادگیری را تضمین کنند. تحقق چنین تاب‌آوری سیستمی، نیازمند نگاهی فراتر از ارائه صرف دوره‌های آموزشی است؛ بلکه مستلزم «حکمرانی یکپارچه مهارت» و پیوند نظام‌مند میان آموزش، بازار کار و نیازهای واقعی جامعه است.

 

تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با جنگ و بحران، گواهی روشن بر این مدعاست. اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲ درگیر جنگی تمام‌عیار است، نشان داده است که تاب‌آوری نظام آموزشی تا چه اندازه می‌تواند به بقای هویت ملی کمک کند. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در نشریه «جامعه‌های اروپایی» منتشر شد، با بررسی نظام آموزشی اوکراین در شرایط جنگ، به این نتیجه رسید که «سازمان‌های سطح میانی (مدارس) نقشی بسزا در تضمین تاب‌آوری کل نظام آموزشی ایفا میکنند، به‌شرط آنکه از استقلال عملیاتی قابل‌توجهی از دولت برخوردار باشند». این پژوهش که مبتنی بر مصاحبه‌های عمیق با معلمان و مدیران اوکراینی در دسامبر ۲۰۲۲ و ژانویه ۲۰۲۳ انجام شده، «دستورالعمل تاب‌آوری» را در توازن میان کنترل سازمانی و آزادی فردی معلمان می‌داند. نظام آموزشی اوکراین با تغییر مسیر به سمت یادگیری آنلاین و ترکیبی، استفاده از کلاسهای درس موقت و جایگزین، و ادغام مأموریت‌های جدید جامعه‌محور در برنامه‌های درسی، توانسته است علی‌رغم بمبارانها و تخریب زیرساخت‌ها، چراغ آموزش را روشن نگه دارد.

 

در نقطه‌ای دیگر از جهان، غزه که از اکتبر ۲۰۲۳ با ویرانی‌های بی‌سابقه‌ای مواجه شده، نمونه‌ای از خلاقیت مهارت‌آموزی در سخت‌ترین شرایط را به نمایش گذاشته است. بر اساس مطالعه موردی بنیاد آموزش اروپا با عنوان «راهکارهای تطبیقی اشتغا

 

ل و مهارت در بحران: درس‌هایی از واکنش غزه به فروپاشی آموزش و بازار کار» (۲۰۲۶)، بیش از ۷۰ درصد از مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای و مؤسسات آموزش عالی غزه تخریب شده و نرخ بیکاری از ۴۵ درصد پیش‌بحران فراتر رفته است. با این حال، صندوق اشتغال فلسطین با همکاری سازمان بین‌المللی کار، برنامه‌های مهارت‌آموزی را به‌صورت از راه دور و با استفاده از فناوری‌های کم‌هزینه ادامه داده و الگوی جدیدی از «آموزش مستمر حرفه‌ای مبتنی بر یادگیری در محیط کار» را در شرکت‌های خصوصی فعال طراحی کرده است تا فقدان زیرساخت‌های تخریب‌شده را جبران کند. این رویکرد تطبیقی، که در آن بیش از ۲,۰۰۰ کارگر از طریق برنامه‌های «کار در برابر نقدی» به درآمد فوری دست یافتند، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با بازاندیشی در روش‌های آموزش، از دل فاجعه، امید به بازسازی را زنده نگه داشت.

 

موزامبیک نیز نمونه دیگری از این تحول است. در منطقه کابو دلگادو که از سال ۲۰۱۷ صحنه درگیری و آوارگی بیش از یک میلیون نفر بوده، سازمان بین‌المللی کار با همکاری دولت محلی، راهنمای جهانی خود با عنوان «ترویج همبستگی اجتماعی و همزیستی مسالمت‌آمیز در بافت‌های شکننده از طریق آموزش فنی و حرفه‌ای» را بومی‌سازی کرده است. در این ابتکار، مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای که پیش‌تر صرفاً به‌عنوان مکان‌های برای آموزش مهارت دیده می‌شدند، به «فضاهای امن یادگیری» بدل شده‌اند که در آنها «مفاهیم هم‌زیستی، تاب‌آوری و صلح‌سازی در بطن تدریس ادغام می‌شود». این رویکرد نشان می‌دهد که مهارت‌آموزی فراتر از انتقال دانش فنی، می‌تواند به بازسازی بافت اجتماعی جوامع ازهم‌گسیخته نیز بپردازد.

 

اما شاید کهن‌ترین و تأثیرگذارترین الگو در این زمینه، تجربه آلمان و کره جنوبی پس از جنگهای جهانی باشد. آلمان با نظام دوگانه آموزش حرفه‌ای خود، که ترکیبی از آموزش در کارگاه‌های شرکت‌ها و مدارس حرفه‌ای است، توانست در دوران بازسازی پس از جنگ جهانی دوم، نیروی کار ماهر و تاب‌آوری برای صنعت رو به رشد خود تربیت کند. مؤسسه فدرال آموزش حرفه‌ای آلمان در سال ۲۰۲۶ بر لزوم «گذار به سمت نظامی انعطاف‌پذیرتر، فراگیرتر و برتر با ساختارهای صلاحیتی مدولار و پیوندی تنگاتنگ میان آموزش و کارآموزی» تأکید کرده و نظام آموزش حرفه‌ای را «شرط مرکزی برای بهره‌وری، توانایی نوآوری و رقابت‌پذیری» اقتصاد این کشور میداند. کره جنوبی نیز که پس از جنگ کره در وضعیتی مشابه ایران امروز از حیث تحریم‌ها و کمبود منابع قرار داشت، با اتکا به «کمک‌های فنی و حرفه‌ای بین‌المللی» به‌جای کمک‌های مالی صرف، سرمایه انسانی خود را چنان ساخت که در کمتر از نیم‌قرن، از یک کشور ویران‌شده به یکی از قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل شد. همان‌طور که در گزارش «چگونه کمک‌های بین‌المللی یک ملت را ساخت: دگرگونی فنی و حرفهای کره جنوبی» آمده است، «کمک‌های فنی آلمان، ژاپن و برنامه توسعه سازمان ملل در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، پایه‌های صنعت مدرن کره را بنا نهاد و این تمرکز راهبردی بر مهارت‌ها و نظام‌ها، به‌جای سخت‌افزار صرف، ظرفیتی پایدار ایجاد کرد که کره را از یک دریافت‌کننده کمک به یک کمک‌کننده جهانی بدل ساخت». سنگاپور نیز با برنامه «آینده مهارت» و فرهنگ «مهارت‌محوری اولویت‌دار»، نشان داده است که در جهانی پرنوسان، «تاب‌آوری اقتصادی یک ملت در گرو چابکی، مهارت و سازگاری مردم آن است».

 

در این میان، طرح ملی «ایران ماهر» به‌عنوان یک راهبرد کلان برای تحول در نظام مهارت‌آموزی کشور، نقطه عطفی در مسیر نیل به این آرمان محسوب میشود. این برنامه تحولی که شامل ۵۸ اقدام در حوزه‌های زیرساختی، توسعه مهارت‌ها و فناوری، و ارتباط با ذینفعان اجتماعی است، در واقع پاسخی است به این پرسش اساسی که چگونه می‌توان از دل یک نظام آموزشی درگیر با بحران، نسلی ماهر و کارآمد پرورش داد. پویش «امداد ایران ماهر» نیز با تشکیل شبکه ملی داوطلبان مهارت، بستری فراهم آورده تا استادکاران و مربیان دارای مهارت، در کنار بازسازی منازل آسیب‌دیده و ترمیم زیرساخت‌های جنگ‌زده، به بازسازی سرمایه انسانی نیز بپردازند. این رویکرد، تلاقی زیبای «تاب‌آوری اجتماعی» و «مهارت‌آموزی» را در عمل به تصویر میکشد؛ جایی که هر آجر بازسازی‌شده در یک خانه ویران، نمادی است از بازسازی روحیه خوداتکایی و امید در جامعه.

 

با این حال، مسیر تحقق «ایران ماهر» و تقویت تاب‌آوری نظام آموزشی، خالی از چالش نیست. سهم آموزشهای مهارتی در ایران همچنان پایین‌تر از میانگین جهانی است و ضرورت دارد تا حساسیت عمومی و سیاسی نسبت به موضوع مهارت‌آموزی به سطح یک مطالبه ملی ارتقا یابد. باور به اینکه آینده هر کشوری نه فقط وابسته به دانشمندانش، بلکه به نیروی ماهر آن کشور نیز است، باید به گفتمان غالب در سیاست‌گذاری‌های آموزشی و اقتصادی تبدیل شود. چنانکه معاون اول رئیس‌جمهور نیز به‌درستی اشاره کرده است، بهره‌وری نیروی کار، نقشی ۳۵ درصدی در تحقق اهداف کلان رشد اقتصادی کشور ایفا خواهد کرد؛ رقمی که بدون سرمایه‌گذاری هدفمند در نظام آموزش فنی و حرفه‌ای و ارتقای تاب‌آوری آن، دست‌نیافتنی خواهد بود.

 

پایان سخن آنکه، ایرانی که از دل جنگها و تحریم‌ها عبور کرده و تمدنی چندین هزارساله را تا به امروز به دوش کشیده است، به‌خوبی میداند که رمز ماندگاری، در «توانایی بازآفرینی خویشتن» نهفته است. و این بازآفرینی، امروز بیش از هر زمان دیگری در گرو «مهارت‌آموزی تاب‌آور» است؛ مهارتی که نه فقط برای یافتن کار، که برای «ساختن زندگی» در سخت‌ترین شرایط لازم است. تحقق ایران ماهر، رویایی نیست که در افق دوردست بگنجد؛ بلکه ضرورتی عاجل است که با هر دوره آموزشی، هر کارگاه عملی و هر مربی دلسوزی که در دورافتاده‌ترین نقطه کشور، مشعل دانایی و توانایی را روشن نگه می‌دارد، گامی به جلو برداشته می‌شود. این چنین است که تاب‌آوری اجتماعی، از یک مفهوم علمی خشک، به روایتی زنده و نفس‌دار از زیستن یک ملت تبدیل می‌شود.

ارسال نظر

نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
ارسال

• نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.


• نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.


آخرین اخبار
بیشتر